ذهنم آبستن درد فجیعی ست
دراز میکشم
و دستم را زیر سرم می گذارم
بجای بالشی که هرگز..........
گردا گرد سرم می گردند
فلسفه
حکمت
خدا
من
تو
وشیطان
که می خرد گاهی همه ی اینها را در پلکی
وقت زاییدن یک شعر است؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ذهنم آبستن درد فجیعی ست.................
+
نوشته شده در
87/06/15ساعت 11:45 توسط زهرا مهرباني راد
|