|
دست نوشته های تنهایی
|
بر گی ريخت
آی درخت چه تحملی ست تو را....
سنگی آمد
میو ه ات چید.
آی درخت چه تحملي ست تورا....
پرنده ای آمد
لانه کرد بر شاخه ها یت
شاهینی آمد
پرنده ات برد .
ای درخت چه تحملي ست تورا...
حاشا حاشا
که من به استواری تو شکی کنم.
لیک در عجبم از دسته ي تبری که تو را برید
و آی درخت چه تحملی ست تو را....